جشن باستانی مهرگان

مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی
... می ستاییم مهر ِدارنده ی دشت های پهناور را،
او که به همه ی سرزمین های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد ...
«اوستا - مهریَشت»
«جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا» می نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می شد، [1] پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد.

سنگ نگاره ی میترا در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده ی یکم پیش از میلاد
عکس از : پژوهش های ایرانی
«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن ترین بخش های اوستا بشمار می آید. مهر یشت از نگاه اشاره های نجومی و باورهای کیهانی از مهم ترین و ناب ترین بخش های اوستا است و کهن ترین سند درباره ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.
روز آغاز جشن مهرگان، «مهرگان همگانی» یا «مهرگان عامه» و روز انجام، «مهرگان ویژه» یا «مهرگان خاصه» نام دارد.
همان طور که می دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می شد، تابستان (هَمَ) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان جشن آغاز زمستان بزرگ بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می کرده اند.

برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی
آن چنان که ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» از زبان «سلمان فارسی» آورده است :
«... ما در عهد زرتشتی بودن می گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...»
در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز درباره ی مهرگان می خوانیم :
«نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگ تر جشنی نمی باشد و همچنان که نوروز را عامه و خاصه می باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»
پیدایش مهرگان
پیشینه ی جشن مهرگان به اندازه ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن جا که بن نوشت های موجود نشان می دهند، اين جشن دست کم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است کهشاهنامه ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره کرده است :
فریدون چو شد بر جهان کامکار ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته ســر مهر ماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی گرفتند هر کــس ره بـخردی
دل از داوری هـا بپرداخـتـنـد به آیین، یکی، جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد فرزانگان، شادکام گـرفتند هـر یک ز ياقوت، جام
می روشن و چهره ی شاه نـَو جهان نو ز داد از سر ِماه نـَو
بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد همه عنبر و زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت تن آسانی و خوردن آیین اوست
کنون یادگارست از و ماه مهر به کوش و به رنج ایچ منمای چهر

ابوریحان بیرونی نیز می آورد :
«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»
و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین الاخبار» را نگاشته از جشن های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره ی مهرگان می گوید :
«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»
گویا تاریخ نویسان، شاعران و نویسندگان هم پیمان گشته اند تا از پیدایش مهرگان گزارش های یکسانی ارایه دهند.
«اسدی توسی» نیز در «گرشاسب نامه» از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می دهد :
فــریـدون فــرخ بـه گـرز نـبـرد ز ضـحـاک تـازی بـرآورد گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر نشست او به شاهی سر ماه مهر
و باز هم «بیرونی» در «التفهیم» می نویسد :
«... مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچه از پس نوروز بُوَد ...»
گزارش خلف تبریزی درباره ی پیدایش مهرگان نیز این چنین است :
«... و در این روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز بر تخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»
دکتر «محمود روح الامینی» به نقل از آثارالباقیه ی بیرونی می نویسد :
«… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده اند چنانکه پاییز را بر بهار برتری داده اند و تکیه گاه ایشان اینست که «اسکندر» از «ارسطو» پرسید که کدامیک از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می کند که نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»
و حتی بیرونی که به سخت کوشی و پرکاری نامدار است گویا بایسته ی خویش می داند که در مهرگان و نوروز بیاساید، آنگونه که «شهروزی» در مورد وی می گوید :
«… دست و چشم و فکر او هیچ گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»
در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره ی جشن مهرگان گفت وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می آوردند، این آداب و آیین ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می شد و هنگامی که سخت گیری تازیان در این باره آغاز می شد، ایرانیان به گونه های پنهان آیین های خود را برگزار می کردند. سرانجام به انگیزه ی اهلیت این آیین ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان ها و یا زیر سرپوش ها و عنوان هایی تازه مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان.
«رودکی» درباره ی مهرگان چنین سروده است [2] :
ملکا جشن مهرگان آمــــد جشن شاهان و خسروان آمــد
جز به جای ملهم و خرگاه بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد
مورد برجای سوسن آمـــد بــاز مــی بر جــای ارغــوان آمــــد
تو جوانـمرد و دولت تو جـوان مــی بر بخت تــو جـوان آمــد
«ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار می شد در کتاب خود آورده است :
«... و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بی اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت. [3]
چگونگی برپایی جشن مهرگان در گذشته
با نگاهی با آثار بجا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، کتزیاس، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می توان به راحتی شیوه ی برگزاری جشن مهرگان در دوران پیشین را دریافت.
«کتزیاس»(Katesias) یونانی، پزشک ویژه ی اردشیر دوم هخامنشی می نویسد :
«... پادشاهان هخامنشی به هیچ گونه نباید مست شوند، مگر در روز جشن مهرگان که لباس های ارغوانی گرانبهایی می پوشند و همراه با مردم و دسته های نوازندگان و خنیاگران در باده پیمایی همگانی شرکت می جویند ...»
این تنها روز در ایران هخامنشی بوده که مردم می توانستند در حضور پادشاهان به صورت همگانی باده گساری کنند.
تاریخ نگار دیگری به نام «دوریس»(Duris) می نویسد :
«... پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می کردند ...»
بنا به گفته ی «استرابون»(Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می داشت.
اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن پوش نو به مردم می بخشیدند.
در این روز موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه ی انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان (زمزمه کنان) نزد شاه می آورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می گذاشتند، همان هفت چین [4] بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می آید.
ابوریحان بیرونی می گوید :
«... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این رو، نام مهرگان را به او نسبت داده اند. پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می گذاشتند و می گویند که در این روز فریدون بر بیوراسپ (ضحاک ماردوش) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پایین آمدند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز، در سرای پادشاهان، مردی دلیر می گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می داد، ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.»
خلف تبریزی نیز بخشی از مراسم جشن مهرگان را چنین توصیف می کند :
«... و گویند که اردشیر بابکان تاجی که بر آن صورت آفتاب نقش کرده بودند در این روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نیز در این روز همچنان تاجی بر سر اولاد خود نهادندی و روغن «بان» که آن درختی است و میوه ی آن را «حسب البان» گویند به جهت یُمن و تبرک بر بدن مالیدندی و اول کسی که در این روز نزدیک پادشاهان عجم آمدی موبد موبدان و دانشمندان بودی و هفت خوان از میوه همچو ترنج و سیب و بی و انار و عناب و انگور سفید و کُنار با خود آوردندی، چه عقیده ی فارسیان آن است که در این روز از هر هفت میوه ی مذکور بخورند و روغن بان بر بدن بمالند و گلاب بیاشامند و بر خود و دوستان خود بپاشند ...»
«کومون»(Cumont) خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب گرانبهای خود به نام «آیین میترا» چنین می گوید :
«.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی»(Sol Natalis Invecti) یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» [5] می گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»
در واقع باید گفت که کریسمس عیسویان بر پایه ی مهر روز ایرانیان باستان است.
دکتر «ذبیح الله صفا» در مجله ی مهر، شماره ی ده، سال نخست چنین می نویسد :
«در روزهای مهرگان و نوروز، پارسیان، مُشک و عنبر و عود هندی به یکدیگر می دادند و توده های مردم هر کدام به فراخور حال و توانایی و کار خود برای پادشاه پیشکش می آوردند و رسم و آیین و آداب جشن مهرگان همانند بزرگواری روز نخست نوروز بوده است.»
به روایتی نیز تاجگذاری اردشیر پاپکان، مقارن با جشن مهرگان بود.
ابومسلم خراسانی، برمکیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند.
در کتاب «تلمود»، از کتاب های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان می دهد که این جشن در بسیاری از مناطق دنیای باستان برگزار می شده است.
واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که معرب شده ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، کاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان و عرب زبان گردیده است نیز، نشانه ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن باستانی.

چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان
امروزه هم میهنانمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه ها و گردهم آمدن با تهیه ی خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی ، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند.
در برخی روستاهای کشور، جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می آیند و «گروه ساز» را تشکیل می دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می کنند، آن ها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می کنند و با شادی وارد خانه ها می شوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همه ی جشن های ایرانی نخست آینه وگلاب می آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره ی آن ها نگه می دارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همه ی گروه پخش می کند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می شود.
آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نام های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته اند باز می گوید و برای همه ی آن ها آمرزش و شادی روان آرزو می کند.
پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته اند می ریزند و از خانه بیرون می آیند و به خانه پسین می روند. چنان که در خانه ای بسته باشد برای لحظه ای بیرون خانه می ایستند و با بیان نام های درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آن ها درود می فرستند.
برخی از خانواده ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می کنند و گوشت های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه می دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می کند.
مردم تا آنجا که امکان دارد با لباس های ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می پردازند و هر یک چند نبشته ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.

سفره ی مهرگان
خوان یا سفره ی مهرگانی نیز همچون سفره ی هفت سین نوروز و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست همراه با شاخه هایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصاره ی «هوم»(هَئومَه) [6] که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچه ای ارغوانی گرد ِیک آتش دان چیده می شوند.
هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوی های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.

موسیقی مهرگان
خلف تبریزی در «برهان قاطع» برای یکی از مقام ها و لحن های موسیقی سنتی ایران نام «موسیقی مهرگانی» را آورده است، که گمان می رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای نواخته می شده که اکنون از آن آگاهی نداریم.
همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.
مهرگان در ادبیات
در ادبیات به ویژه چامه های (شعرهای) پارسی، از مهرگان بسیار سخن به میان آمده است که در این جا تنها نمونه های کوتاهی از آن ها را می آوریم :
مسعود سعد سلمان :
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان
شاد باشید که جشن مهرگان آمد بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد
کاروان مهرگان از خَزران آمد یا ز اقصای بلاد چینستان آمد
نا از این آمد، بالله نه از آن آمد که ز فردوس برین وز آسمان آمد
مهرگان آمد، هان در بگشاییدش اندر آرید و تواضع بنماییدش
از غبار راه ایدر بزداییدش بنشانید و به لب خرد نجاییدش
خوب دارید و فرمان بستاییدش هرزمان خدمت لختی بفزاییدش
گاه آن آمد که باد مهرگان لشگر کشد دست او پیراهن اشجار از سر بر کشد
باغ ها را داغ های عریان بر برزند شاخ ها را چادر نسطوریان بر سر کشد
زانکه سی سنبر چون ما مست و نرگس شوخ چشم هردو بدخو را همی در زر و در زیور کشد
مهرگان آمد و جشن ملک افریدونا آن کجا گاو خوشش بودی بر ما یونا
آدینه و مهرگان و ماه نو بادند خجسته هر سه بر خسرو
مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال
نـوروز بـه از مـهـرگـان، گـرچـه هـــر دو زمـــانــنــد، اعــتــدالــــی
امیرهوشنگ ابتهاج (هـ الف. سایه) :
بــگشاییم کفتران را بــال
بــفروزیم شعله بـر سر کوه
بـسـرایـیـم شادمانه سرود
وین چنین با هزار گونه شکوه
مهرگان را به پیشباز رویم ...
رقص پر پیچ و تاب پرچم ما
زیر پرواز کفتران سپید
شادی آرمیده گام سپهر
خنده ی نوشکفته ی خورشید
مهرگان را درود می گویند ...
گرم هر کار مست، هر پندار
همره هر پیام، هر سوگند
در دل هر نگاه، هر آواز
توی هر بوسه، هر لبخند
... ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم،
ما نمی خواهیم از کشور تو جدا شویم،
نمی خواهیم از خانه خود جدا شویم،
مباد جز این ای مهر نیرومند !..
«اوستا، مهر یشت، بند 75»
بخش هایی از فیلم «مهرا» ساخته ی حسن نقاشی
پانوشت ها :
^ [1] جشن بزرگ «میثرَکَنَه / میتراکانا / مهرگان»، بزرگ ترین جشن هخامنشی است در ستایش و گرامیداشت «میترا» که در نخستین روز ماه «باگایادی / بَغَیادی»(یاد خدا)، و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی برگزار می شده است و امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سال وِرز»، در تقویم محلی کردان مُکری مهاباد و طایفه های کردان شکری باقی مانده است. هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده که بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. (تقی زاده، ص 76).
^ [2] چهار بیت را «شمس الدین محمدبن قیس رازی» در «کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم» آورده است.
^ [3] تاریخ بیهقی - به کوشش دکتر غنی و دکتر فیاض (ص273).
^ [4] هفت چین پس از ورود اسلام و اعراب به ایران به هفت سین تبدیل شد زیرا که در زبان تازی «چ» نیست.
^ [5] یشت ها استاد پورداوود ، صفحه ی 396 به بعد و یشت ها 44:2 و خرده اوستا ، صفحه ی 205 تا 209.
^ [6] «هوم» درختچه ایست همیشه سرسبز که در باورهای ایرانی به عنوان سروَر و رَد گیاهان شناخته می شده و از افشره ی آن نوشیدنی ای فراهم می ساختند.
«هوم» را در ناحیه های مختلف با نام های گوناگونی می شناسند : «ریش بز»، «اُرمَک»، «کُشْک»(در دشت جوین خراسان)، «اَلــْتــَه»، «مادِرَخ»(در بدخشان افغانستان)، «خوم»(در ناحیه ی پَنجکَت تاجیکستان) و «شَرَپَّـه»(در بالا آب زرافشان و یغناب).
اهمیت و جایگاه هوم به چند ویژگی آن بستگی داشته است : هوم تنها در کوهستان ها و به ویژه در صخره های سنگی و بر فراز آن ها و بطور خودرو می روید و می دانیم که کوه خود واسطه ی میان جهان خاکی و جهان مینوی یا سرای مردمان و سرای ایزدان و اهورامزدا است، به ویژه که برگ ها و ساقه های هوم همواره سر به آسمان کشیده هستند؛ «هوم» حتی در دل برف سرسبز باقی می ماند و در اوایل پاییز میوه های سرخ کوچک می دهد و هنگامی که برخی شاخه ها یا برگ های آن خشک می شود به رنگ زرین زیبایی نمودار می شود که اشاره به «هوم زرین» از همان گرفته شده است؛ «هوم» علیرغم سرسبزی و آبدار بودن، به راحتی در شعله های آتش می سوزد و موجب بر انگیختگی و بر افروختگی شعله های آتش می شود؛ «هوم» از خانواده ی «اِفِدرا»(Ephedra) و دارنده ی ماده «اِفِدرین» و در نتیجه، افشره ی آن به عنوان یک گیاه دارویی خاصیت تسکینی و آرامش بخشی دارد؛ در باورهای عامه، افشره ی هوم را موجب افزایش توان فرزند آوری در زنان نازا و همچنین موجب فزایندگی هوش و روان می دانند. کارکردهای هوم بیشتر از آن است که در این جا به همه ی آن اشاره شود.
«هوم» بجز نام گیاه، نام ایزد نگاهبان این گیاه نیز به حساب می آید. در شاهنامه از مردی به نام «هوم» نیز سخن رفته است که در کوهستان زندگی می کند و در گرفتن افراسیاب به کیخسرو یاری می رساند؛ این نام نیز بی گمان اشاره به گیاه هوم است که در طول زمان دچار تغییرات شده است.
به این نکته نیز می توان اشاره کرد که «زنگ آتشکده» و «ناقوس کلیسا» هر دو از هاون و دسته هاونی که «هوم» را در آن می کوبیده اند و بعدها به شکل آیینی در نیایش ها در آمده بوده است، اقتباس شده است. (از اوستای کهن - رضا مرادی غیاث آبادی
)
بن نوشت ها :
1. آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز - محمود روح الامینی
2. جشن های ایرانی - پرویز رجبی
3. دیدی نو از آیینی کهن - دکتر فرهنگ مهر
4. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
5. تاریخ تمدن و فرهنگ ایران - عبدالعظیم رضایی
6. اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان - جلیل دوستخواه
7. یشت ها - استاد پورداوود
8. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
9. اوستای کهن - رضا مرادی غیاث آبادی
10. فرهنگ واژگان برهان قاطع
11. لغت نامه ی دهخدا
با تشکر از
http://www.aariaboom.com
رضا مرادی غیاث آبادی
جشن مهرگان یکی از کهن ترین جشن ها و گردهمایی های ایرانیان و هندوان و بازماندی از دین کهن میتراپرستی / مهرپرستی است که در ستایش و نیایش مهر یا میترا برگزار می شود.
جشن مهرگان قدمتی به اندازه ی ایزد منسوب به خود دارد. تا آنجا که منابع مکتوبِ موجود نشان می دهد، دیرینگی ِاین جشن دستکم تا دوران فریدون باز می گردد.
شاهنامه فردوسی به این جشن کهن و پیدایش آن در عصر فریدون اشاره کرده است:
(شاهنامه فردوسی، تصحیح جلال خالقی مطلق، جلد یکم، داستان فریدون)
جشن مهرگان در آغاز مهرماه
همانگونه که در گزارش فردوسی دیده می شود، زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاییز بوده است و این شیوه دستکم تا پایان دوره ی هخامنشی و احتمالا تا اواخر دوره ی اشکانی نیز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ی ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل می شود.
منسوب دانستن جشن مهرگان به نخستین روز ماه مهر در آثار دیگر ادبیات فارسی نیز دیده شده است. برای نمونه این بیت از ناصرخسرو که هر دو جشن نوروز و مهرگان را به هنگام اعتدالین می داند:
| نوروز به از مهرگان، گرچه | هر دو زمانند، اعتدالی |
دلیل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولا نامگذاری نخستین ماه فصل پاییز به نام مهر، در این است که در دوره هایی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی، آغاز پاییز، آغاز سال نو بوده است و از همین روی نخستین ماه سال را به نام مهر منسوب کرده اند.
تثبیتِ آغاز سال نو در هنگام اعتدال پاییزی با نظام زندگی ِمبتنی بر کشاورزیِ ایرانیان بستگی کامل دارد. می دانیم که سال زراعی از اول پاییز آغاز و در پایان تابستان دیگر خاتمه می پذیرد. قاعده ای که هنوز هم در میان کشاورزان متداول است و در بسیاری از نواحی ایران جشن های فراوان و گوناگونی به مناسبت فرارسیدن مهرگان و پایان فصل زراعی برگزار می شود. در این جشن ها گاه ترانه هایی نیز خوانده می شود که در آنها به مهر و مهرگان اشاره می رود. شاید بتوان شیوه ی سال تحصیلی ِامروزی را باقی مانده ی گاهشماری کهن میترایی / مهری دانست.
امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سالِ وَرز» در تقویم محلی کردان مُکری ِمهاباد و طایفه های کردان شُکری باقی مانده است. همچنین در تقویم محلی پامیر در تاجیکستان (به ویژه در دو ناحیه ی «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز با نام «نوروز پاییزی / نوروز تیرَماه» یاد می کنند. در ادبیات فارسی (از جمله شاهنامه ی فردوسی) و امروزه در میان مردمان آسیای میانه و شمال افغانستان، فصل پاییز را «تیرَماه» می نامند.
جشن هخامنشی میتراکانا
شواهد موجود نشان می دهد که جشن مهرگان در عصر هخامنشی در آغاز سال نو، یعنی در نخستین روز از ماه مهر برگزار می شده است. در گزارش های مورخان یونانی و رومی از این جشن با نام «میثـْرَکـَنـَه / میتراکانا» یاد شده است. نام ماه مهر در کتیبه ی میخی داریوش در بیستون به گونه ی «باگـَیادَئیش»(= باگـَیادی/ بـَغـَیادی) به معنای احتمالی «یاد خدا» آمده است.
کتسیاس، پزشک اردشیر دوم پادشاه هخامنشی، نقل کرده است که در این جشن ایرانیان با پوشیدن ردای ارغوانی رنگ و همراه با دسته های نوازندگان و خنیاگران به رقص های دسته جمعی و پایکوبی و نوشیدن می پرداخته اند.
به گمان نگارنده نقش گل های دایره ای شکل با دوازده و هشت گلبرگ در تخت جمشید، می تواند نشانه ای از مهر باشد. چرا که در پیرامون ستاره ی قطبی (چه ستاره قطبی امروزی و چه باستانی) دوازده صورت فلکی ِتشکیل دهنده ی برج های دوازده گانه، و نیز هشت صورت فلکی ِپیرا قطبی، در گردشی همیشگی اند.
فیثاغورث در سفرنامه ی منسوب به او، شرح می دهد که پرستندگان ِستاره ای درخشان که آن را میترا می نامیدند، در غاری تاریک که چشمه ی آبی در آن جا جریان داشت و نقش صورت های فلکی بر آن جا نصب شده بود، حاضر می شدند و پس از انجام مراسم گوناگون (که نقل نکرده)، نانی می خوردند و جامی می آشامیدند.
آنگونه که از گفتار ثعالبی در «غُرَر اخبار ملوک فـُرس و سیرِهم» دریافته می شود، گمان می رود که در زمان اشکانیان نیز جشن مهرگان با ویژگی های عصر هخامنشی برگزار می شده است.
زمان جشن مهرگان
همانگونه که گفته شد، زمان برگزاری جشن مهرگان در دوره ی هخامنشی و به احتمالی قدیم تر از آن، در نخستین روز ماه مهر بوده و اکنون حدود دو هزار سال است که این جشن به شانزدهمین روز این ماه یا مهرروز از مهرماه در گاهشماری ایرانی منسوب است. اما این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویم های محلی نیز بهره می برند، متفاوت است. برای نمونه زمان این جشن در گاهشماری طبری / تبری و نیز در گاهشماری سنتی یزدگردی زرتشتیان، فعلا برابر با حدود نیمه ی بهمن ماه، و در گاهشماری دیلمی برابر با سی ام بهمن ماه است. همه ی این شیوه ها برگرفته از گاهشماری های کهن و گوناگون ایرانی است که پاسداشت آن ها در کنار گاهشماری ملی ایرانی، لازم و شایسته است.
اما برخی دیگر از زرتشتیان، با شیوه ای نوساخته به نام «سالنمای دینی زرتشتیان» که در سالیان اخیر و با تغییراتی در گاهشماری ایرانی ساخته شده، این هنگام را معین می کنند که مصادف با دهم مهرماه (آبان روز) از گاهشماری ایرانی می شود. چنین شیوه هایی که امروزه رایج شده و بعضی کسان به میل شخصی، یک تقویم یا مبدأ سالشماری می سازند و نام های میهنی بر آن می گذارند، دستکاری آشکاری در نظام دقیق و قاعده مند گاهشماری ایرانی و تاریخ و فرهنگ ملی دانسته می شود.
در متون ایرانی از مهرگان دیگری به نام مهرگان بزرگ در بیست و یکمین روز مهرماه نام برده شده است که احتمالا تاثیر تقویم خوارزمی باستان بوده است. از آن جا که در تقویم خوارزمی، آغاز سال نو از ششم فروردین ماه محاسبه می شده است؛ زمان برگزاری همه ی مراسم سال، پنج روز دیرتر بوده و در نتیجه جشن مهرگان به جای شانزدهم مهر در بیست و یکم مهر (رام روز) برگزار می شده است.
موسیقی مهرگانی
از آنجا که در «برهان قاطع» نام مهرگان برای یکی از مقام ها و لحن های موسیقی سنتی ایران آمده است؛ و همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیرِ» ابونصر فارابی نیز مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است؛ و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است؛ گمان می رود که در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای اجرا می شده است که ما از جزئیات آن بی اطلاعیم.
نام مهر و مهرگان در کاربردهای دیگر
در باره ی گستردگی مراسم مربوط به مهر و جشن مهرگان، بیش از این نیز نشانه هایی در دست است که به سبب اختصار این گفتار فرصت پرداختن به همه ی آن ها در این جا نیست. اما شاید ذکر دو نکته ی دیگر مفید باشد: یکی اینکه امروزه نیز زرتشتیان، آتشکده های خود را با نام «درِ مهر» می شناسند و دیگر اینکه در بسیاری از کشورهای عرب زبان، از جشن ها و فستیوال ها با نام عمومی «مهرجان» و «مهرجانات» نام می برند.
آیین های جشن مهرگان
در مجموع و به طور خلاصه، جشن مهرگان، جشن نیایش به پیشگاه «مهر ایزد» ایزد روشنایی و پیمان و دوستی و محبت، ایزد بزرگ و کهن ایرانیان و همه ی مردمان ِسرزمین هایی از هند تا اروپا، به هنگام اعتدال پاییزی در نخستین روز مهرماه و در حدود دو هزار سال اخیر در مهر روز از مهرماه، برابر با شانزدهم مهرماهِ گاهشماری ایرانی (هجری خورشیدی فعلی) برگزار می شود.
آنگونه که از مجموع منابع موجود، همچون نگاره ها و متون باستانی و نوشته های مورخان و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی (مانند فردوسی، بیرونی، ثعالبی، جهانگیری، اسدی ِتوسی، هرودوت، کتسیاس، فیثاغورث، ...) و نیز آثار شاعران و ادیبان (مانند جاحظ، رودکی، فرخی، منوچهری، سعدسلمان، ...) دریافته می شود؛ مردمان در این روز تا حد امکان با جامه های ارغوانی (یا دستکم با آرایه های ارغوانی) بر گرد هم می آمده اند؛ در حالی که هر یک، چند «نبشته ی شادباش» یا به قول امروزی، کارت تبریک برای هدیه به همراه داشته اند. این شادباش ها را معمولا با بویی خوش همراه می ساخته و در لفافه ای زیبا می پیچیده اند.
در میان خوان یا سفره ی مهرگانی که از پارچه ای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود؛ گل «همیشه شکفته» می نهادند و پیرامون آن را با گل های دیگر آذین می کردند. امروزه نمی دانیم که آیا گل همیشه شکفته، نام گلی به خصوص بوده است یا نام عمومی ِگل هایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا می مانند.
در پیرامون این گل ها، چند شاخه ی درخت گز، هوم یا مورد نیز می نهادند و گونه هایی از میوه های پاییزی که ترجیحا به رنگ سرخ باشد به این سفره اضافه می شد. میوه هایی مانند: سنجد، انگور، انار، سیب، به، ترنج (بالنگ)، انجیر، بادام، پسته، فندق، گردو، کـُنار، زالزالک، ازگیل، خرما، خرمالو و چندی از بوداده ها همچون تخمه و نخودچی.
دیگر خوراکی های خوان مهرگانی عبارت بود از آشامیدنی و نانی مخصوص. نوشیدنی از عصاره گیاه «هـَئومَه / هوم» که با آب یا شیر رقیق شده بود، فراهم می شد و همه ی باشندگان جشن، به نشانه ی پیمان از آن می نوشیدند. نان ِمخصوص مهرگان از آمیختن آرد هفت نوع غله ی گوناگون تهیه می گردید. غله ها و حبوباتی مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. دیگر لازمه های سفره ی مهرگان عبارت بود از: جام آتش یا نوکچه (شمع)، شکر، شیرینی، خوردنی های محلی و بوی های خوش مانند گلاب.
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبی های گروهی می پرداخته اند. سرودهایی از مهریشت را با آواز می خوانده و اَرْغـُشت می رفته اند (می رقصیده اند). شعله های آتشدانی برافروخته، پذیرای خوشبویی ها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) می شد و نیز گیاهانی چون هوم که موجب خروشان شدن آتش می شوند.
از آن جا که نشانه های بسیاری، همچون تندیس ها، کتیبه ها و سنگ نگاره ها (از جمله نگاره های میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آیین مهر در آسیای کوچک (آناتولی) حکایت می کند؛ بعید نیست که «سماع»های عارفانه ی پیروان طریقه ی «مولویه» در شهر قونیه ی امروزی، ادامه ی دیگرگون شده ی همان ارغشت های میترایی باشد.
در پایان مراسم، شعله های فروزان آتش، نظاره گر دستانی بود که به طور دسته جمعی و برای تجدید پایبندی خود بر پیمان های گذشته، در هم فشرده می شدند.
خاستگاه باور به میترا
سرچشمه ی باور به «میترا / مهر» و «گردونه ی مهر» در میان ایرانیان و هندوان باستان و سرایندگان مهر یشتِ اوستا و سرودهای ریگ ودا، عبارت بوده است از ستاره ی قطبی و دو صورت فلکی ِپیرا قطبی «خرس بزرگ» و «خرس کوچک»(دبّ اکبر و دبّ اصغر). این صورت های فلکی در متن های پهلوی و ادبیات فارسی با نام «هفتورنگ مِهین و کِهین»(بزرگ و کوچک) نیز نامبردار شده است.
در حدود 4800 سال پیش، ستاره «ذ َیخ / ثـُعبان» قطب آسمانی ِزمین بوده و مانند ستاره ی قطبی ِامروزی در جای خود ثابت و بی حرکت ایستاده و در همه ی شب های سال دیده می شده و هیچگاه طلوع و غروب نمی کرده است. این ستاره در میانه ی دو صورت فلکی ِپیرا قطبی ِ«خرس بزرگ» و «خرس کوچک» واقع شده است و این دو صورت فلکی در هر شبانروز یک بار به دور آن می گردیده اند. این گردش، همراه با گردش صورت فلکی «ثـُعبان»، نگاره ی باستانی «چلیپا» یا صلیب شکسته را در آسمان رسم می کرده اند که به گمان نگارنده، همان «گردونه ی مهر» است.(برای آگاهی بیشتر بنگرید به: اوستای کهن و فرضیه هایی پیرامون نجوم شناسی ِبخش های کهن اوستا، 1382، از همین نگارنده).
به همین دلیل که مهر، نقطه ی ثقل آسمان و ستارگان بوده است و از دید ناظر زمینی، همه ی ستارگان و صورت های فلکی بر گرد او می چرخیده اند؛ مهر را سامان دهنده ی هستی و برقرارکننده و پاسبان ِقانون و هنجار کیهانی و نظام حاکم بر نظم جهان، و بعدها او را ایزد روشنایی و راستی و پیمان و حتی محبت دانستند:
«باشد که ما از محبت مقدس او برخوردار شویم و از مهربانی ِمحبت آمیز و فراوان او بهره مند باشیم.»
(ریگ ودا، ماندالای سوم، سرود 60، بند 5).
حلقه ی مهر
اما پس از 4800 سال پیش و هنگامی که ستاره «ذ َیخ / ثـُعبان» از قطب آسمانی فاصله می گیرد؛ این فاصله منجر به گردش این ستاره به دور نقطه ی قطب آسمانی و ترسیم دایره یا حلقه ی کوچکی در آسمان می شود که به گمان نگارنده، سرچشمه ی پیدایش باوری به نام «حلقه ی مهر» یا «حلقه ی پیمان» است که هنوز هم به شکل حلقه ی پیمان ِازدواج در میان مردمان روایی دارد.
جالب است که واژه ی «ماندالا» در ریگ ودا و دیگر متن های سانسکریت هندوان (که بخشی از آن در بالا گفته آمد) به معنای «حلقه / دایره / گوی» است.
میترا یا مهر در اوستا
مهر یا میترا (در اوستا و پارسی باستان «میثـْرَه»، در سانسکریت «میتـْرَه»)، ایزد نام آورِ روشنایی، پیمان، دوستی و محبت، و ایزد بزرگ دین و آیین مهری است.
بخش مهم و بزرگی از اوستا به نام «مهر یَشت» در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا و از لحاظ مضمون همراه با فروردین یشت، کهن ترین بخش آن به شمار می رود. مهر یشت از نگاه اشاره های نجومی و باورهای کیهانی از مهم ترین و ناب ترین بخش های اوستا است و کهن ترین سند در باره ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن کره ی زمین از بند 95 همین یشت فرا دست آمده است. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده در عصر ساسانی، بازمانده است.
مهر یشت در متن اصلی به نظم سروده شده و از کهن ترین شعرهای بدست آمده ی ایرانی دانسته می شود. این یشت دلکش، سرشار از نیروی شاعرانه و سرچشمه ی سرودهای ایرانی در وصف دو ویژگی ارزشمند و اصیل ایرانیان یعنی راستی و پهلوانی دانسته می شود:
«می ستاییم مهرِ دارنده ی دشت های پهناور را؛ او که آگاه به گفتار راستین است، آن انجمن آرایی که دارای هزار گوش است، آن خوش اندامی که دارای هزار چشم است، آن بلندبالای برومندی که در فرازنای آسمان ایستاده و نگاهبانی نیرومند و بخواب نرونده است ...»
(اوستای کهن، همان، صص 35 تا 56).
با اینکه در گردونه ی مهر، هزاران جنگ افزار جای دارد؛ اما این ها همه برای مبارزه با دشمنان راستی و پیمان شکنان به کار گرفته می شود و در رویارویی با مردمان او مهربان ترین است:
«… او که به همه ی سرزمین های ایرانی، خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد.»
(اوستای کهن، همان، بند 4، ص 35).
نام «میثـْرَه» یک بار هم در «گاتها»ی زرتشت آمده که در آن جا به معنای «خویشکاری دینی» به کار رفته است.
(اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص 1057).
به اعتقاد فردیناند یوستی در «نام نامه ی ایرانی»، «میثـْرَه» در اصل به معنای «روشنایی ِهمیشگی» است (Justi, Ferdinand; Iranisches Namenbuch, Hildesheim, 1963) و این معنا با روشنایی ِهمیشگی ِستاره ی قطبی ارتباطی کامل دارد. اما بعدها و بر اثر جابجایی ستاره ی قطبی، مفهوم «روشنایی همیشگی» به خورشید و پرتوهای آن داده شد و در ادبیات فارسی «مهر» نام دیگری برای خورشید دانسته شد.
در بند 113 مهریشت، میترا و اهورا با یکدیگر ادغام شده و به گونه ی «میترا اهورا» آمده است.
نگاره های میترا
در نگاره های باستانی، نقش میترا / مهر را معمولا به شکل مردی که پرتوهای نورانی بر گرد سرش دیده می شود، نشان می داده اند. این سنت نگارگری در عصر ساسانی، به گونه ی افزودن پرتو یا هاله ای نورانی بر گردِ سرِ پادشاهان و پس از آن بر سر پیامبران و شخصیت های دینی ادامه پیدا کرد.
همچنین نگاره ی معروف گاوکشی میترا، تنها در کشورهای اروپایی دیده شده و نمونه ای از آن در ایران به دست نیامده است. این نگاره ها در اصل از باورهای کیهانی ایرانیان و از صورت های فلکی گاو، کژدم و سگ اقتباس شده است.
گسترش آیین میترا در اروپا
پرستش مهر در نخستین سده ی پیش از میلاد و در دوره ی پادشاهیِ اشکانیان و به ویژه در زمان تیرداد یکم، پادشاه اشکانی ِارمنستان، به غربِ آسیای کوچک (آناتولی) و روم راه یافت. این آیین که نه با جنگ و ستیز، بلکه با کوشش های فرهنگی در آن سرزمین ها روایی پیدا کرده بود؛ توسط لژیون های رومیانی که با فرهنگ ایرانی آشنا شده بودند، در سرتاسر سرزمین های غربی و اروپا منتشر شد و بعدها آیین ها و مراسم آن در دین تازه ی مسیحیت نفوذ پیدا کرد.
هر چند واژه ی «میترائیسم» برگردان «آیین میترا / مهر» است و در واژه نامه ها و فرهنگ نامه ها این دو را به یکدیگر ارجاع می دهند؛ اما کیش «میترائیسم» گونه ی اروپایی شده و تغییر یافته ی «آیین میترا / مهر» به شمار می رود که علیرغم شباهت های فراوان، تفاوت های بی شماری نیز با یکدیگر دارا هستند. از همین روی نمی توان این دو را مترادف کامل یکدیگر در نظر گرفت و ترجمه ی «میترائیسم» به «آیین / کیش مهری» یا «مهرپرستی» درست به نظر نمی رسد. برای نمونه رواج «گاوکـُشی / تاورکتونی» در میترائیسم غربی و نگاره های موجودِ آن، هیچ ارتباطی با آیین مهر ایرانی ندارد. این مراسم همچنان به گونه ی نمایشی تفریحی و ورزشی در برخی از نقاط اروپا و از جمله در اسپانیا برگزار می شود. در این مراسم، در میان شادی و هلهله هزاران تماشاگر، گاوهای نگون بختی را با فرو کردن ده ها نیزه بر بدنش، زجرکش می کنند.
بسیاری از آیین ها و باورهای دین مسیحیت و از جمله بنیاد نظام گاهشماری میلادی آن، ریشه در آیین های مهری دارد که در فرصت دیگری به آن ها پرداخته خواهد شد.
بن نوشت:
برگرفته از تارنمای رادیو فرانسه با اندکی ویرایش
http://www.aariaboom.com از
دهمين روز از هفتمين ماه سال خورشيدي مصادف با جشن باستاني مهرگان است. آييني که نماد پيروزي نيروي راستي و عدالت بر دروغ و ستمگري است
مهرگان، آغاز زمستان، زيرا در آن زمان سال به دو فصل تقسيم مي شد.
انگيزهاي که به پيدايش جشن مهرگان در تاريخ ايران نسبت ميدهند پيروزي ايرانيان بر ضحاک ستمگر ، به رهبري کاوه آهنگر است که او را در بند آوردند و فريدون را به عنوان رهبر خود برگزيدند . اين جشن در روز 10 مهر ، روزي که نام روز و ماه يکي بود جشن گرفته ميشد و مانند نوروز سه جنبه نجومي ( طبيعي ) ، تاريخي و ديني داشت .
از نظر نجومي ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته ميشد . اعتدال پاييزي اول مهر صورت ميگيرد و جشن برداشت محصولات کشاورزي است .
از نظر تاريخي ، در اين روز نيروي داد و راستي به سرکردگي کاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگري آژي دهاک ( ضحاک) پيروز شد.
مبارزه راستي و دروغ ، داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشنهاي ملي هم بگونهاي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر نا حق را نشان ميدهد ولي در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه اي دارد .
از نظر ديني نيز، در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است . همچنين مهر، نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شکنان است .
بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين هاي مهري ( ميترايي ) که پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود.
دليل برگزاري جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولاً نامگذاري نخستين ماه فصل پاييز به نام مهر، اين است که در دورههايي از عصر باستان و از جمله در زمان هخامنشيان، آغاز پاييز، آغاز سال نو بود و از همين رو، نخستين ماه سال را به نام مهر منسوب کردهاند.
تثبيتِ آغاز سال نو در هنگام اعتدال پاييزي با نظام زندگيِ مبتني بر کشاورزيِ ايرانيان بستگيِ کامل دارد. ميدانيم که سال زراعي از اول پاييز آغاز و در پايان تابستان ديگر خاتمه ميپذيرد. قاعدهاي که هنوز هم در ميان کشاورزان متداول است و در بسياري از نواحي ايران جشنهاي فراوان و گوناگوني به مناسبت فرارسيدن مهرگان و پايان فصل زراعي برگزار ميشود.
جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني با تغيير تقويم، در سال 1304 هجري شمسي، تغيير کرد. بدين معني که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سي روزه سال براي رسيدن به 365 مي آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گرديده است.
از آن پس، در بسياري از تقويم ها، مهرگان، به جاي 16 مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين.
امروزه سنت کهن آغاز سال نو از ابتداي پاييز با نام «سالِ وَرز» در تقويم محلي کردان مُـکريِ مهاباد و طايفههاي کردان شُکري باقي مانده است. همچنين در تقويم محلي پامير در تاجيکستان (بويژه در دو ناحيه «وَنج» و «خوف») از نخستين روز پاييز با نام «نوروز پاييزي/ نوروز تيرَماه» ياد ميکنند. در ادبيات فارسي (از جمله شاهنامه فردوسي) و امروزه در ميان مردمان آسياي ميانه و شمال افغانستان، فصل پاييز را «تيرماه» مينامند.
با اين حال، امروزه جشن مهرگان، به شيوه اي که در کتاب هاي تاريخي سده هاي چهارم و پنجم و ششم آمده، نه به صورت رسمي برگزار مي شود و نه در گردهمايي هاي غير رسمي، نزد عامهً مردم. دست کم، در دو سده اخير نيز از برگزاري آن آگاهي چنداني در دست نيست.
در ماهنامه ها و هفته نامه هاي ادبي و اجتماعي سدهً اخير، مهرگان حضور دارد. بدين معني که مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان بويژه در نشريه هايي که در ماه مهر منتشر مي شود کم نيست.
زمان برگزاري آيين قالي شويان در مشهد اردهال را جلال ال احمد، با مهرگان هم پيوند مي داند. صدرالدين عيني در يادداشت ها، از جشني در تاجيکستان و سمرقند ياد مي کند که هر سال در ماه ميزان (مهرماه) برگزار مي شد. جشني که مي تواند، با همهً دگرگوني ها، بازماندهً جشن مهرگان باشد.
از جمله مراسم جشن مهرگان که در گذشته با شکوه بسيار برگزار مي شد، پهن کردن سفره مهر ايزدي در خانه ها به نشانه فرا رسيدن پاييز و فصل جمع آوري محصولات و شکرگزاري از نعمت هاي خداوند است.
در اين سفره حبوبات، ميوه هاي پاييزي، شيريني، آويشن، سنجد، کتاب مقدس، آينه و گل همواره وجود دارد که برخي از آنها نشانه هايي از محصولات پاييزي است، چرا که جشن مهرگان به پاس شکرگزاري از آفريده هاي خداوند برگزار مي شود.
بر اساس يافته هاي پژوهشگران بسياري از آيينها و باورهاي دين مسيحيت و از جمله بنياد نظام گاهشماري ميلادي آن، ريشه در آيينهاي مهري دارد. سرچشمه پيدايش باوري به نام «حلقه مهر» يا «حلقه پيمان» در مغرب زمين نيز به زمان رواج آيين مهر در سرزمينهاي روم باستان نسبت داده شده است که امروزه به شکل حلقه پيمانِ ازدواج در ميان مردم رايج است.
به گزارش ايرنا، زرتشتيان ايران امسال نيز اين روز را همچون سالهاي گذشته با نقالي قيام کاوه آهنگر و پيروزي فريدون بر ضحاک، شادباش روز مهرگان و خواندن سرودهاي آييني و گردهمايي برگزار مي کنند.
در اين جشنها گاه ترانههايي خوانده ميشود که در آنها به مهر و مهرگان اشاره ميرود. شايد بتوان شيوه سال تحصيليِ امروزي را باقيمانده گاهشماري کهن ميترايي/ مهري دانست
ایرنا
.
جشن مهرگان یکی از کهن ترین جشن ها و گردهمایی های ایرانیان و هندوان و بازماندی از دین کهن میتراپرستی / مهرپرستی است که در ستایش و نیایش مهر یا میترا برگزار می شود.
جشن مهرگان قدمتی به اندازه ی ایزد منسوب به خود دارد. تا آنجا که منابع مکتوبِ موجود نشان می دهد، دیرینگی ِاین جشن دستکم تا دوران فریدون باز می گردد.
شاهنامه فردوسی به این جشن کهن و پیدایش آن در عصر فریدون اشاره کرده است:
| 5 | ||||
| 10 |
(شاهنامه فردوسی، تصحیح جلال خالقی مطلق، جلد یکم، داستان فریدون)
جشن مهرگان در آغاز مهرماه
همانگونه که در گزارش فردوسی دیده می شود، زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاییز بوده است و این شیوه دستکم تا پایان دوره ی هخامنشی و احتمالا تا اواخر دوره ی اشکانی نیز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ی ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل می شود.
منسوب دانستن جشن مهرگان به نخستین روز ماه مهر در آثار دیگر ادبیات فارسی نیز دیده شده است. برای نمونه این بیت از ناصرخسرو که هر دو جشن نوروز و مهرگان را به هنگام اعتدالین می داند:
| نوروز به از مهرگان، گرچه | هر دو زمانند، اعتدالی |
دلیل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولا نامگذاری نخستین ماه فصل پاییز به نام مهر، در این است که در دوره هایی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی، آغاز پاییز، آغاز سال نو بوده است و از همین روی نخستین ماه سال را به نام مهر منسوب کرده اند.
تثبیتِ آغاز سال نو در هنگام اعتدال پاییزی با نظام زندگی ِمبتنی بر کشاورزیِ ایرانیان بستگی کامل دارد. می دانیم که سال زراعی از اول پاییز آغاز و در پایان تابستان دیگر خاتمه می پذیرد. قاعده ای که هنوز هم در میان کشاورزان متداول است و در بسیاری از نواحی ایران جشن های فراوان و گوناگونی به مناسبت فرارسیدن مهرگان و پایان فصل زراعی برگزار می شود. در این جشن ها گاه ترانه هایی نیز خوانده می شود که در آنها به مهر و مهرگان اشاره می رود. شاید بتوان شیوه ی سال تحصیلی ِامروزی را باقی مانده ی گاهشماری کهن میترایی / مهری دانست.
امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سالِ وَرز» در تقویم محلی کردان مُکری ِمهاباد و طایفه های کردان شُکری باقی مانده است. همچنین در تقویم محلی پامیر در تاجیکستان (به ویژه در دو ناحیه ی «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز با نام «نوروز پاییزی / نوروز تیرَماه» یاد می کنند. در ادبیات فارسی (از جمله شاهنامه ی فردوسی) و امروزه در میان مردمان آسیای میانه و شمال افغانستان، فصل پاییز را «تیرَماه» می نامند.
جشن هخامنشی میتراکانا
شواهد موجود نشان می دهد که جشن مهرگان در عصر هخامنشی در آغاز سال نو، یعنی در نخستین روز از ماه مهر برگزار می شده است. در گزارش های مورخان یونانی و رومی از این جشن با نام «میثـْرَکـَنـَه / میتراکانا» یاد شده است. نام ماه مهر در کتیبه ی میخی داریوش در بیستون به گونه ی «باگـَیادَئیش»(= باگـَیادی/ بـَغـَیادی) به معنای احتمالی «یاد خدا» آمده است.
کتسیاس، پزشک اردشیر دوم پادشاه هخامنشی، نقل کرده است که در این جشن ایرانیان با پوشیدن ردای ارغوانی رنگ و همراه با دسته های نوازندگان و خنیاگران به رقص های دسته جمعی و پایکوبی و نوشیدن می پرداخته اند.
به گمان نگارنده نقش گل های دایره ای شکل با دوازده و هشت گلبرگ در تخت جمشید، می تواند نشانه ای از مهر باشد. چرا که در پیرامون ستاره ی قطبی (چه ستاره قطبی امروزی و چه باستانی) دوازده صورت فلکی ِتشکیل دهنده ی برج های دوازده گانه، و نیز هشت صورت فلکی ِپیرا قطبی، در گردشی همیشگی اند.
فیثاغورث در سفرنامه ی منسوب به او، شرح می دهد که پرستندگان ِستاره ای درخشان که آن را میترا می نامیدند، در غاری تاریک که چشمه ی آبی در آن جا جریان داشت و نقش صورت های فلکی بر آن جا نصب شده بود، حاضر می شدند و پس از انجام مراسم گوناگون (که نقل نکرده)، نانی می خوردند و جامی می آشامیدند.
آنگونه که از گفتار ثعالبی در «غُرَر اخبار ملوک فـُرس و سیرِهم» دریافته می شود، گمان می رود که در زمان اشکانیان نیز جشن مهرگان با ویژگی های عصر هخامنشی برگزار می شده است.
زمان جشن مهرگان
همانگونه که گفته شد، زمان برگزاری جشن مهرگان در دوره ی هخامنشی و به احتمالی قدیم تر از آن، در نخستین روز ماه مهر بوده و اکنون حدود دو هزار سال است که این جشن به شانزدهمین روز این ماه یا مهرروز از مهرماه در گاهشماری ایرانی منسوب است. اما این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویم های محلی نیز بهره می برند، متفاوت است. برای نمونه زمان این جشن در گاهشماری طبری / تبری و نیز در گاهشماری سنتی یزدگردی زرتشتیان، فعلا برابر با حدود نیمه ی بهمن ماه، و در گاهشماری دیلمی برابر با سی ام بهمن ماه است. همه ی این شیوه ها برگرفته از گاهشماری های کهن و گوناگون ایرانی است که پاسداشت آن ها در کنار گاهشماری ملی ایرانی، لازم و شایسته است.
اما برخی دیگر از زرتشتیان، با شیوه ای نوساخته به نام «سالنمای دینی زرتشتیان» که در سالیان اخیر و با تغییراتی در گاهشماری ایرانی ساخته شده، این هنگام را معین می کنند که مصادف با دهم مهرماه (آبان روز) از گاهشماری ایرانی می شود. چنین شیوه هایی که امروزه رایج شده و بعضی کسان به میل شخصی، یک تقویم یا مبدأ سالشماری می سازند و نام های میهنی بر آن می گذارند، دستکاری آشکاری در نظام دقیق و قاعده مند گاهشماری ایرانی و تاریخ و فرهنگ ملی دانسته می شود.
در متون ایرانی از مهرگان دیگری به نام مهرگان بزرگ در بیست و یکمین روز مهرماه نام برده شده است که احتمالا تاثیر تقویم خوارزمی باستان بوده است. از آن جا که در تقویم خوارزمی، آغاز سال نو از ششم فروردین ماه محاسبه می شده است؛ زمان برگزاری همه ی مراسم سال، پنج روز دیرتر بوده و در نتیجه جشن مهرگان به جای شانزدهم مهر در بیست و یکم مهر (رام روز) برگزار می شده است.
موسیقی مهرگانی
از آنجا که در «برهان قاطع» نام مهرگان برای یکی از مقام ها و لحن های موسیقی سنتی ایران آمده است؛ و همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیرِ» ابونصر فارابی نیز مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است؛ و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است؛ گمان می رود که در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای اجرا می شده است که ما از جزئیات آن بی اطلاعیم.
نام مهر و مهرگان در کاربردهای دیگر
در باره ی گستردگی مراسم مربوط به مهر و جشن مهرگان، بیش از این نیز نشانه هایی در دست است که به سبب اختصار این گفتار فرصت پرداختن به همه ی آن ها در این جا نیست. اما شاید ذکر دو نکته ی دیگر مفید باشد: یکی اینکه امروزه نیز زرتشتیان، آتشکده های خود را با نام «درِ مهر» می شناسند و دیگر اینکه در بسیاری از کشورهای عرب زبان، از جشن ها و فستیوال ها با نام عمومی «مهرجان» و «مهرجانات» نام می برند.
آیین های جشن مهرگان
در مجموع و به طور خلاصه، جشن مهرگان، جشن نیایش به پیشگاه «مهر ایزد» ایزد روشنایی و پیمان و دوستی و محبت، ایزد بزرگ و کهن ایرانیان و همه ی مردمان ِسرزمین هایی از هند تا اروپا، به هنگام اعتدال پاییزی در نخستین روز مهرماه و در حدود دو هزار سال اخیر در مهر روز از مهرماه، برابر با شانزدهم مهرماهِ گاهشماری ایرانی (هجری خورشیدی فعلی) برگزار می شود.
آنگونه که از مجموع منابع موجود، همچون نگاره ها و متون باستانی و نوشته های مورخان و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی (مانند فردوسی، بیرونی، ثعالبی، جهانگیری، اسدی ِتوسی، هرودوت، کتسیاس، فیثاغورث، ...) و نیز آثار شاعران و ادیبان (مانند جاحظ، رودکی، فرخی، منوچهری، سعدسلمان، ...) دریافته می شود؛ مردمان در این روز تا حد امکان با جامه های ارغوانی (یا دستکم با آرایه های ارغوانی) بر گرد هم می آمده اند؛ در حالی که هر یک، چند «نبشته ی شادباش» یا به قول امروزی، کارت تبریک برای هدیه به همراه داشته اند. این شادباش ها را معمولا با بویی خوش همراه می ساخته و در لفافه ای زیبا می پیچیده اند.
در میان خوان یا سفره ی مهرگانی که از پارچه ای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود؛ گل «همیشه شکفته» می نهادند و پیرامون آن را با گل های دیگر آذین می کردند. امروزه نمی دانیم که آیا گل همیشه شکفته، نام گلی به خصوص بوده است یا نام عمومی ِگل هایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا می مانند.
در پیرامون این گل ها، چند شاخه ی درخت گز، هوم یا مورد نیز می نهادند و گونه هایی از میوه های پاییزی که ترجیحا به رنگ سرخ باشد به این سفره اضافه می شد. میوه هایی مانند: سنجد، انگور، انار، سیب، به، ترنج (بالنگ)، انجیر، بادام، پسته، فندق، گردو، کـُنار، زالزالک، ازگیل، خرما، خرمالو و چندی از بوداده ها همچون تخمه و نخودچی.
دیگر خوراکی های خوان مهرگانی عبارت بود از آشامیدنی و نانی مخصوص. نوشیدنی از عصاره گیاه «هـَئومَه / هوم» که با آب یا شیر رقیق شده بود، فراهم می شد و همه ی باشندگان جشن، به نشانه ی پیمان از آن می نوشیدند. نان ِمخصوص مهرگان از آمیختن آرد هفت نوع غله ی گوناگون تهیه می گردید. غله ها و حبوباتی مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. دیگر لازمه های سفره ی مهرگان عبارت بود از: جام آتش یا نوکچه (شمع)، شکر، شیرینی، خوردنی های محلی و بوی های خوش مانند گلاب.
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبی های گروهی می پرداخته اند. سرودهایی از مهریشت را با آواز می خوانده و اَرْغـُشت می رفته اند (می رقصیده اند). شعله های آتشدانی برافروخته، پذیرای خوشبویی ها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) می شد و نیز گیاهانی چون هوم که موجب خروشان شدن آتش می شوند.
از آن جا که نشانه های بسیاری، همچون تندیس ها، کتیبه ها و سنگ نگاره ها (از جمله نگاره های میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آیین مهر در آسیای کوچک (آناتولی) حکایت می کند؛ بعید نیست که «سماع»های عارفانه ی پیروان طریقه ی «مولویه» در شهر قونیه ی امروزی، ادامه ی دیگرگون شده ی همان ارغشت های میترایی باشد.
در پایان مراسم، شعله های فروزان آتش، نظاره گر دستانی بود که به طور دسته جمعی و برای تجدید پایبندی خود بر پیمان های گذشته، در هم فشرده می شدند.
خاستگاه باور به میترا
سرچشمه ی باور به «میترا / مهر» و «گردونه ی مهر» در میان ایرانیان و هندوان باستان و سرایندگان مهر یشتِ اوستا و سرودهای ریگ ودا، عبارت بوده است از ستاره ی قطبی و دو صورت فلکی ِپیرا قطبی «خرس بزرگ» و «خرس کوچک»(دبّ اکبر و دبّ اصغر). این صورت های فلکی در متن های پهلوی و ادبیات فارسی با نام «هفتورنگ مِهین و کِهین»(بزرگ و کوچک) نیز نامبردار شده است.
در حدود 4800 سال پیش، ستاره «ذ َیخ / ثـُعبان» قطب آسمانی ِزمین بوده و مانند ستاره ی قطبی ِامروزی در جای خود ثابت و بی حرکت ایستاده و در همه ی شب های سال دیده می شده و هیچگاه طلوع و غروب نمی کرده است. این ستاره در میانه ی دو صورت فلکی ِپیرا قطبی ِ«خرس بزرگ» و «خرس کوچک» واقع شده است و این دو صورت فلکی در هر شبانروز یک بار به دور آن می گردیده اند. این گردش، همراه با گردش صورت فلکی «ثـُعبان»، نگاره ی باستانی «چلیپا» یا صلیب شکسته را در آسمان رسم می کرده اند که به گمان نگارنده، همان «گردونه ی مهر» است.(برای آگاهی بیشتر بنگرید به: اوستای کهن و فرضیه هایی پیرامون نجوم شناسی ِبخش های کهن اوستا، 1382، از همین نگارنده).
به همین دلیل که مهر، نقطه ی ثقل آسمان و ستارگان بوده است و از دید ناظر زمینی، همه ی ستارگان و صورت های فلکی بر گرد او می چرخیده اند؛ مهر را سامان دهنده ی هستی و برقرارکننده و پاسبان ِقانون و هنجار کیهانی و نظام حاکم بر نظم جهان، و بعدها او را ایزد روشنایی و راستی و پیمان و حتی محبت دانستند:
«باشد که ما از محبت مقدس او برخوردار شویم و از مهربانی ِمحبت آمیز و فراوان او بهره مند باشیم.»
(ریگ ودا، ماندالای سوم، سرود 60، بند 5).
حلقه ی مهر
اما پس از 4800 سال پیش و هنگامی که ستاره «ذ َیخ / ثـُعبان» از قطب آسمانی فاصله می گیرد؛ این فاصله منجر به گردش این ستاره به دور نقطه ی قطب آسمانی و ترسیم دایره یا حلقه ی کوچکی در آسمان می شود که به گمان نگارنده، سرچشمه ی پیدایش باوری به نام «حلقه ی مهر» یا «حلقه ی پیمان» است که هنوز هم به شکل حلقه ی پیمان ِازدواج در میان مردمان روایی دارد.
جالب است که واژه ی «ماندالا» در ریگ ودا و دیگر متن های سانسکریت هندوان (که بخشی از آن در بالا گفته آمد) به معنای «حلقه / دایره / گوی» است.
میترا یا مهر در اوستا
مهر یا میترا (در اوستا و پارسی باستان «میثـْرَه»، در سانسکریت «میتـْرَه»)، ایزد نام آورِ روشنایی، پیمان، دوستی و محبت، و ایزد بزرگ دین و آیین مهری است.
بخش مهم و بزرگی از اوستا به نام «مهر یَشت» در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا و از لحاظ مضمون همراه با فروردین یشت، کهن ترین بخش آن به شمار می رود. مهر یشت از نگاه اشاره های نجومی و باورهای کیهانی از مهم ترین و ناب ترین بخش های اوستا است و کهن ترین سند در باره ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن کره ی زمین از بند 95 همین یشت فرا دست آمده است. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده در عصر ساسانی، بازمانده است.
مهر یشت در متن اصلی به نظم سروده شده و از کهن ترین شعرهای بدست آمده ی ایرانی دانسته می شود. این یشت دلکش، سرشار از نیروی شاعرانه و سرچشمه ی سرودهای ایرانی در وصف دو ویژگی ارزشمند و اصیل ایرانیان یعنی راستی و پهلوانی دانسته می شود:
«می ستاییم مهرِ دارنده ی دشت های پهناور را؛ او که آگاه به گفتار راستین است، آن انجمن آرایی که دارای هزار گوش است، آن خوش اندامی که دارای هزار چشم است، آن بلندبالای برومندی که در فرازنای آسمان ایستاده و نگاهبانی نیرومند و بخواب نرونده است ...»
(اوستای کهن، همان، صص 35 تا 56).
با اینکه در گردونه ی مهر، هزاران جنگ افزار جای دارد؛ اما این ها همه برای مبارزه با دشمنان راستی و پیمان شکنان به کار گرفته می شود و در رویارویی با مردمان او مهربان ترین است:
«… او که به همه ی سرزمین های ایرانی، خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد.»
(اوستای کهن، همان، بند 4، ص 35).
نام «میثـْرَه» یک بار هم در «گاتها»ی زرتشت آمده که در آن جا به معنای «خویشکاری دینی» به کار رفته است.
(اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص 1057).
به اعتقاد فردیناند یوستی در «نام نامه ی ایرانی»، «میثـْرَه» در اصل به معنای «روشنایی ِهمیشگی» است (Justi, Ferdinand; Iranisches Namenbuch, Hildesheim, 1963) و این معنا با روشنایی ِهمیشگی ِستاره ی قطبی ارتباطی کامل دارد. اما بعدها و بر اثر جابجایی ستاره ی قطبی، مفهوم «روشنایی همیشگی» به خورشید و پرتوهای آن داده شد و در ادبیات فارسی «مهر» نام دیگری برای خورشید دانسته شد.
در بند 113 مهریشت، میترا و اهورا با یکدیگر ادغام شده و به گونه ی «میترا اهورا» آمده است.
نگاره های میترا
در نگاره های باستانی، نقش میترا / مهر را معمولا به شکل مردی که پرتوهای نورانی بر گرد سرش دیده می شود، نشان می داده اند. این سنت نگارگری در عصر ساسانی، به گونه ی افزودن پرتو یا هاله ای نورانی بر گردِ سرِ پادشاهان و پس از آن بر سر پیامبران و شخصیت های دینی ادامه پیدا کرد.
همچنین نگاره ی معروف گاوکشی میترا، تنها در کشورهای اروپایی دیده شده و نمونه ای از آن در ایران به دست نیامده است. این نگاره ها در اصل از باورهای کیهانی ایرانیان و از صورت های فلکی گاو، کژدم و سگ اقتباس شده است.
گسترش آیین میترا در اروپا
پرستش مهر در نخستین سده ی پیش از میلاد و در دوره ی پادشاهیِ اشکانیان و به ویژه در زمان تیرداد یکم، پادشاه اشکانی ِارمنستان، به غربِ آسیای کوچک (آناتولی) و روم راه یافت. این آیین که نه با جنگ و ستیز، بلکه با کوشش های فرهنگی در آن سرزمین ها روایی پیدا کرده بود؛ توسط لژیون های رومیانی که با فرهنگ ایرانی آشنا شده بودند، در سرتاسر سرزمین های غربی و اروپا منتشر شد و بعدها آیین ها و مراسم آن در دین تازه ی مسیحیت نفوذ پیدا کرد.
هر چند واژه ی «میترائیسم» برگردان «آیین میترا / مهر» است و در واژه نامه ها و فرهنگ نامه ها این دو را به یکدیگر ارجاع می دهند؛ اما کیش «میترائیسم» گونه ی اروپایی شده و تغییر یافته ی «آیین میترا / مهر» به شمار می رود که علیرغم شباهت های فراوان، تفاوت های بی شماری نیز با یکدیگر دارا هستند. از همین روی نمی توان این دو را مترادف کامل یکدیگر در نظر گرفت و ترجمه ی «میترائیسم» به «آیین / کیش مهری» یا «مهرپرستی» درست به نظر نمی رسد. برای نمونه رواج «گاوکـُشی / تاورکتونی» در میترائیسم غربی و نگاره های موجودِ آن، هیچ ارتباطی با آیین مهر ایرانی ندارد. این مراسم همچنان به گونه ی نمایشی تفریحی و ورزشی در برخی از نقاط اروپا و از جمله در اسپانیا برگزار می شود. در این مراسم، در میان شادی و هلهله هزاران تماشاگر، گاوهای نگون بختی را با فرو کردن ده ها نیزه بر بدنش، زجرکش می کنند.
بسیاری از آیین ها و باورهای دین مسیحیت و از جمله بنیاد نظام گاهشماری میلادی آن، ریشه در آیین های مهری دارد که در فرصت دیگری به آن ها پرداخته خواهد شد.
بن نوشت:
برگرفته از تارنمای رادیو فرانسه با اندکی ویرایش
Last Updated (Friday, 08 January 2010 22:06)