آیا دوگنبدان همان دژگنبدان شاهنامه است ؟

نام شهری که امروز گچساران می گویند "دهگنبدان" است که به خطا در برخی کتب "دوگنبدان" می نویسند.. دژی بسیار زیبا در ۱۰ کیلومتری شهر قرار گرفته که به آن "دژ گنبدان" می گویند. طبعا چنین زیبایی نام خود را بر دهکده ای در نزدیکی خود نهاده چنانکه ده گنبدان و دژ گنبدان را باید با یکدیگر تعریف کرد، در صورتی که دوگنبدان منطقی طبیعی را با خود ندارد. دژ گنبدان کوهی است به ارتفاع ۹۰۰ متر از سطح دریا و ارتفاع مخروط آن از سطح رودخانه تقریبا ۳۰۰ متر است. با قله ای نسبتا وسیع و مسطح که شیب دارد
و مساحت سطح آن بالغ بر ۲.۵ کیلومتر مربع است. سطح آن گرد و ببضی شکل است. عرض زمین روی قله تقریبا ۳۰۰ متر و طول آن بالغ بر ۸۰۰ متر است. دور تا دور دژ را دیواره صخره ای به ارتفاع ۲۰ تا ۴۵ متر احاطه کرده. شیب دامنه قله برای بالا رفتن از آن بیش از ۳۵ درجه است. در پای کوه رودخانه " زهره" می گذرد و دامنه شمالی دژ گنبدان "چمشیر" نام دارد که در کنار رودخانه و بیشه های گز امتداد می یابد و تا ۵۰ سال پیش آخرین شیرهای کوهی زاگرس را جای می داد که از گرازهای این بیشه تغذیه می کردند و در دامنه های دژ ماوا داشتند. این دز بسیار زیبا و چشمگیر است و به نظر نگارنده یکی از سرمایه های بی نظیر طبیعی منطقه است. حتی کسانی که فقط عکسی از دژ گنبدان را دیده اند به رویای این که بر ارتفاع آن بایستند فکر می کنند! بنقل از عشایر محلی، در حال حاضر تنها راه طبیعی برای بالا رفتن از دژ رساندن خود به حفره هایی است که آب در ضلع غربی آن ایجاد کرده و استفاده از طناب و تکیه بر درختان است. بر بالای آن چشمه ای کوچک جاری است. تفاوت ارتفاع غرب و شرق قله بالغ بر ۸۰ متر است و همین عاملی است که آب این چشمه کوچک را احتمالا در چند فصل از سال تامین می کند. سطح کوه و اطراف چشمه سبز و در فصل بهار بیشه زار است. آثاری از یک چاه آب، و کشاورزی بر سطح آن دیده می شود. از این کوه هیچ نام، عکس و نشانی در جغرافیا و فرهنگهای ایران نمی یابید. حتی در جغرافیای کهگیلویه و بویر احمد و استان فارس که در مدارس این استانها تدریس می شود، آن را ندیده و یا نادیده گرفته اند. در شاهنامه دست کم ۷ جا از "دژ گنبدان" نام برده شده. دژ گنبدان شاهنامه را تاریخ نویسان گرد کوه دامغان نامیده اند که دژی تاریخی بر بالای آن است که مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است و پس از حمله مغول ویران شده است. ولی برخی از توصیفات فردوسی از دژ گنبدان در شاهنامه، شباهتهایی با این دژ دارند که مد نظر ماست. این که دژ گنبدان کدامیک از این دژهاست و آیا ممکن نیست که چند دژ گنبدان داشته باشیم که در اساطیر ما انعکاس یافته بحثی است که نیاز به اطلاعات و تحقیقات بیشتری دارد. دژ گنبدان در شاهنامه کوهی است که تنها یک راه عبور دارد و اسفندیار توسط پدرش گشتاسب در آنجا به بند کشیده می شود.
چو آمد به نزد دژ گنبدان رهانید خود را ز دست بدان
دگر گفت کو از دژ گنبدان سپه برد و شد بر ره هفتخوان
دژ گنبدان بود راهش یکی دگر سوی ز اول کشید اندکی
فرستاده سوی دژ گنبدان گرفته پس و پیش اسپهبدان
منبع : بیژن شیبانی
http://bijan-sheibani.blogfa.com/post-1.aspx
Last Updated (Friday, 16 July 2010 01:12)
