زنگ تفریح
|
ماجرای عرب و خیارشور عربه با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
نوشتن نظر (0 نظر ها)
آخرین به روز رسانی (يكشنبه ۰۹ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۲) آخرین به روز رسانی (يكشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۵) ته چين برنج زعفراني و مرغ مواد لازم براي ۴ نفر: مرغ: يك كيلوگرم برنج: ۵۰۰ گرم ماست: ۳۰۰ گرم زعفران: ۱/۲ قاشق چايخوري نصب ویندوز مردی كه در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!
آخرین به روز رسانی (يكشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۵) آخرین به روز رسانی (جمعه ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۶) آخرین به روز رسانی (شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۷) |
|
قضیه مادر و مداد یه روز یه خانمی زنگ میزنه اورژانس میگه: آقای دكتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده. آخرین به روز رسانی (سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۹) ارثیه زن : تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن آخرین به روز رسانی (يكشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۷) دلتنگ مامان پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن. آخرین به روز رسانی (يكشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۰۳) |



